شمال خوش مى گذره ؟
فكر كنم دو هفته پيش بود كه گفتى وقتى دائيت اينا از زيارت برگردن ميريد شمال . امروز كه ديدم آن شده ID ـت ديگه اون لحظه اين چيزا به ذهنم نمي رسيد … تازه وقتي ديدم سلام كردي اونم چى s2a … خب ديگه دامنم ار دست برفت …
آخه بابا آدم وقتى با ID يه نفر ديگه آن ميشه كه s2a نمي كنه !!!
حالا بگو الان چه سوتى دادم !!! از همه اينا بدتر اينه كه الان اومدم save كنم اون قضيه رو … يه نيمچه فاجعه اى عظيم رخ داد !!!
نتونستم هنوز هضمش كنم كه چي كار كردم كه اونجوري شد !!!
متن چت ِ بين من و مانى رو كپى كردم و اشتباهى براى ID خودت فرستادم !!!
خدا نسل هر چى Copy / Paste از رو زمين بكنه … يكى از بزرگترين اشتباهات زندگيم رو انجام دادم . آخه فكر كردم بايد بفرستمش … دست راستمم ( قطع مى شد اين كار رو نمى كرد ) كه هميشه روEnter چنبره زده , سريع كوبيد رو اون دكمه ى لعنتى!
الان هم خندم گرفته هم مبهوطم و حيران و هم ترسان …
راستى همون طور كه تو اس ام اس هم تاكيد كردم ما منتظر سوغاتي هستيم و اينا …
پى نوشت : s2a = Send to All
چند ساعت پيش اين اتفاق افتاد , حدود ساعت 7 شنبه . الان ساعت 2 يك شنبه ـس …
( يك شنبه / 5 خرداد / 87 )