علت   عاشق   ز علت ها   جداست 

          عشق   اصطرلاب  اسرار   خداست

بعضى وقتا يه اتفاقاتى مى افته كه تمام وجود آدم رو يه احساس سرخوشى , يه چيزى فراتر از شادى بيشتر از خوشحالى , يه جور حلاوتى كه از دل برخاسته و بر دل مى شينه در بر مى گيره .

اين بيت بالا يه خاطره ى شيرينى از تو برام ساخته , به احساسى معتقدم , هر زمان اتفاقى ميافته و ريشه ى اين اعتقاد رو در قلب من مستحكم تر مى كنه … ايمانم هر روز افزون تر از ديروز ميشه .

 

بله , حضرت مولانا درست فرمودن :

عـشـق آن اسـت كـه حـيـرانـت كند         بى نـيـاز از كـفـر و ايـمـانـت كـنـد  

 

يه رباعى هم از ابو  سعيد ابوالخير ( كه چه بسيار رباعيات زيبايى داره ) به عنوان شاهد :

عاشق تو یقین دان که مسلمان نبود        در مذهب عشق کفر و ایمـان نبـود

در عشق تن و عقل و دل و جان نـبود        هرکس که چنین نگشت او آن نبود

 

ريحانه, جواب حرفى رو كه يك شنبه ى هفته ى پيش ( 12 خرداد )  بهم زدى رو تو بيت آخر رباعى بالا گرفتى ؟!

 

u divoooneeeeeeeeeeee pesar!   : Reyhane Kz

 

در انكارش نمى كوشم , البته همون موقع جوابت رو دادم !

 تنم فرسود و عقلم رفت و عشقم همچنان باقى :Saeed

 

 

( پنج شنبه / 23 خرداد / 87 )

 

نظر بدهید

*
*