گاه مى انديشم ،
خبر مرگ مرا با تو چه كس مى گويد ؟
آن زمان كه خبر مرگ مرا
از كسي مي شنوى ، روى تو را
كاشكى مى ديدم .
شانه بالا زدنت را ،
- بي قيد -
و تكان دادن دستت كه،
- مهم نيست زياد -
و تكان دادن سر را كه،
- عجيب ! عاقبت مرد ؟
- افسوس !
- كاشكى مى ديدم !
من به خود مى گويم :
چه كسى باور كرد
جنگل جان مرا
آتش عشق تو خاكستر كرد ؟
( سه شنبه / 25 تير / 87 )